تبلیغات
ایران مشاور - از کوزه همان برون تراود که در اوست


از کوزه همان برون تراود که در اوست



«برای ازدواج دنبال دختری می گردم كه سنش كم باشه. دختر باید تو خونه شوهر تربیت بشه تابشه همون كسی كه من می خوام.»

 

این سخن بیانگر یكی از عقاید اشتباه و هنجارهای نادرست جامعه قدیم ایران بود كه علی الظاهر امروزه با گسترش علم و تغییر فرهنگ از بین رفته است اما اگر قدری بیشتر و بهتر بنگریم در می یابیم كه این عقیده نادرست با چهره ای متفاوت هنوز هم در میان برخی از جوانان و خانواده هایشان رواج دارد.

 


«میدونی به نظر من همه آدما با هم فرق می كنن به همین خاطر من قصد دارم با كسی ازدواج كنم كه از نظر ظاهری همونی باشه كه همیشه آرزوشو داشتم. اخلاق و كردار و رفتارشم كم كم تو زندگی مشترك طبق علایقم تغییر می دم. به قولی گفتنی درستش می كنم. راحت!!! »

 

انسان موجودی با اراده، آزاد و انتخاب گر است و براساس شرایط فرهنگی ـ‌ اجتماعی خانواده و شهری كه در آن زیسته و رشد یافته، شكل گرفته است و دارای عقاید و سلایق خاص خود می باشد

 

متاسفانه همیشه افرادی هستند كه معتقدند با هر كسی كه بخواهند ازدواج می كنند و بعد از ازدواج او را بر طبق علایق و سلایقشان و همانگونه كه دوست دارند تغییر می دهند. این افراد انسان را با موم اشتباه گرفته اند. آنها گمان می كنند انسانها هم شبیه موم هستند. یعنی همان گونه كه موم در هر ظرفی ریخته شود شكل آن را به خود می گیرد، انسان ها هم برطبق شرایط و موقعیت تغییر می كنند. در حالی كه اصلاً توجه ندارند كه انسان موجودی با اراده، آزاد و انتخاب گر است و براساس شرایط فرهنگی ـ‌ اجتماعی خانواده و شهری كه در آن زیسته و رشد یافته، شكل گرفته است و دارای عقاید و سلایق خاص خود می باشد.آنچه عقل سلیم بر آن صحه می گذارد این است كه یقیناً فردی كه عمری با سلایق و باورهای خاص رشد یافته و شخصیتش بر طبق آنها شکل گرفته است هرگز نمی تواند چند ماهه یا چند ساله تغییر عقیده داده و شخصیتش را دگرگون كند.

 

در واقع باید به طرفداران این گروه یادآوری کرد كه شاید افراد بتوانند خود را با شرایط موقعیت جدید وفق دهند ولی این تغییر در امور اساسی و مهمی چون عقاید دینی،‌ سیاسی،‌ فرهنگی و... نخواهد بود. به مثال زیر توجه نمایید.

 

فردی برای خرید لباس به بازار می رود. در آنجا با انبوهی از لباس های متفاوت رو به رو می شود اما نمی تواند از میان آنها، لباس مورد علاقه اش را پیدا كند. از دید او هر كدام از لباس ها یك مشكلی دارد. در نهایت متوجه لباسی می شود كه به نظرش طرح و مدل زیبایی دارد ولی رنگش خوب نیست. به همین دلیل از فروشنده جویای رنگ های دیگر لباس می شود. به نظر شما چرا این فرد اولین لباسی كه در بازار دید نخرید؟ او می توانست یك لباس بخرد و بعد با كمی تغییر در آن، لباس مورد علاقه اش را ایجاد كند.

 

بله. هیچ فردی این حرف را نمی پذیرد. مگر می شود لباسی را با مدل و طرح و رنگ متفاوتی خرید و بعد طوری در آن تغییر ایجاد كرد كه كاملاً متفاوت از قبل و مورد علاقه اش شود؟


شاید افراد بتوانند خود را با شرایط موقعیت جدید وفق دهند ولی این تغییر در امور اساسی و مهمی چون عقاید دینی،‌ سیاسی،‌ فرهنگی و... نخواهد بود

 

بر این اساس كار عاقلانه این است كه فرد بیشتر بگردد و لباسی را كه متناسب با علایق و سلیقه اش می باشد، بخرد. بسیار جالب است كه همه افراد این كار را در مورد محصولات بی جان یا كارهای دیگر غیر عاقلانه می دانند اما برخی همین كار را در مورد موجود با جان، با عقل و شعور و اراده ای چون انسان انجام می دهند. این افراد به دلیلی چون میل به ایده آل گرایی، ‌اعتماد به نفس پایین و... تصمیم می گیرند با کسی که صرفا ظاهرش را پسندیده اند ازدواج کرده و بعد از ازدواج او را براساس ویژگی ها و خصوصیات مورد نظر خود تغییر دهند. كاری که یقیناً غیر ممکن و بی نتیجه است.

 

بر همین اساس است كه هم اسلام و هم همه روانشناسان و صاحب نظران معتقدند كه هر فردی باید با «هم كفو» خود ازدواج نماید. یعنی باید كسی را برای ازدواج انتخاب نمود كه در تمام زمینه های اصلی و مهم چون اعتقادات،‌ فرهنگ، سیاست، اقتصاد و... بیشترین شباهت را به فرد داشته باشد زیرا تفاوت و مغایرت تنها در امور غیر مهم و سطحی قابل جبران و تغییر می باشد.


منبع:تبیان






طبقه بندی: مقالات پیرامون قبل از ازدواج،